معرفی وبلاگ
سلام به همه دوستانی که به وبلاگم میاین.خوش آمدید میخواستم نظرتون رو در مورد قالب و رنگ وبلاگم بدونم؟چه پیشنهادی برای بهتر شدندش دارید.ممنون در ضمن مطالب وبلاگ قصد توهین به شخص یا گروه خاصی را ندارد و فقط برای مطالعه,استفاده و سرگرمی می باشد.در ضمن در پست هایی که اس ام اس گذاشتم اگه پیام جدید دارین تو قسمت نظرات بزارین تا با نام خودتون گذاشته بشه ایمیل:ISFAHAN683@YAHOO.COM
دسته
دیگر وبلاگهی من
طراح قالب
Tebyan

یه روز یه ترک بود ...

اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.

شجاع بود و نترس.

در دوران استبداد که نفس کشیدن هم جرم بود ، با کمک دیگر مبارزان ترک ، در برابر دیکتاتوری ایستاد.

او برای مردم ایران ، آزادی می خواست

و در این راه ، زیست و مبارزه کرد و به تاریخ پیوست تا فرزندان این ملک ، طعم آزادی و مردمسالاری و رهایی از استبداد را بچشند.

 

ستارخان




یه روز یه رشتی بود...

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی.

او می توانست از سبزی جنگل های شمال و از دریای آبی اش لذت ببرد و عمری را به خوشی و آرامش سپری کند

اما سرزمین اش را دوست داشت و مردمانش را

و برای همین در برابر ستم ایستاد
آنقدر که روزی سرش را از تنش جدا کردند.

 

میرزا کوچک خان جنگلی




یه روز یه اصفهانی بود..
.

اسمش حسین خرازی

وقتی عراقی ها به کشورش حمله کردند ، جانش را برداشت و با خودش برد دم توپ و گلوله و خمپاره.

کارش شد دفاع از مردم سرزمینش ، از ناموس شان و از دین شان.

آنقدر جنگید و جنگید تا در یکی از روزهای آن جنگ بزرگ ، خونش بر زمین ریخت و خودش به آسمان رفت.

 




یه روز یه ...
ترک و رشتی و فارس و کرد و لر و اصفهانی و عرب و ... !

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند

و به صرافت شکستن قفل دوستی ما افتادند

و از آن پس "یه روز یه ... بود" را کردند جوک تا این ملت ، به جای حماسه های اقوام این سرزمین که به عشق همدیگر ، حتی جانشان را هم نثار کرده اند ، به "جوک ها " و "طعنه ها" و "تمسخرها" سرگرم باشند و چه قصه غم انگیزی!


برچسب ها :
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 882101
تعداد نوشته ها : 261
تعداد نظرات : 328
Rss